زندگی‌نامه سید رضی

ابوالحسن محمد بن الحسین الموسوی، معروف به سید رضی و شریف رضی، در سال 359 قمری در محله شیعه‌نشین كرخ بغداد، دیده به جهان گشود. خاندان سید رضی همگی از بزرگان دین و عابدان و زاهدان روزگار بودند. پدر و مادر سید رضی هر دو از سادات علوی و از نوادگان حضرت سیدالشهداء(ع) هستند. نسبت شریف رضی از جانب پدر به امام هفتم حضرت امام موسی کاظم(ع) می‌رسد و به همین خاطر است که او را موسوی می‌خوانند.مقام علمیعده‌ای از دانشمندان بزرگی که سید رضی نزد آنان به كسب علم پرداخته است، عبارت‌اند از:ابواسحاق ابراهیم بن احمد طبری فقیه و ادیب كه سید رضی قرآن را در دوران كودكی نزد وی آموخت. ابوعلی فارسی نحوی. ابوسعید سیرافی نحوی كه مسند قضاوت بغداد را نیز به عهده داشت. قاضی عبدالجبار بغدادی ادیب و اهل حدیث. عبدالرحیم بن نباته که مرحوم رضی مقداری از فنون شعر را از وی آموخت. ابوالقاسم عیسی بن علی بن عیسی بن داوود بن جرّاح لغت شناس و محدث. ابومحمد هارون تلعكبری فقیه و صاحب كتاب جوامع در علوم دین و ابوعبدالله محمد بن محمد بن نعمان مشهور به شیخ مفید.اما شاگردان مرحوم سید رضی بسیارند و همگی از علمای بزرگ و کم‌نظیر عالم تشیع می‌باشند، که در اینجا به چند تن از آنان اشاره می‌کنیم:سید عبدالله جرجانی، شیخ محمد حلوانی، شیخ جعفر دوریستی، شیخ طوسی، احمد بن علی بن قدامه مشهور به ابن قدامه، ابوالحسن هاشمی، مفید نیشابوری، ابوبكر نیشابوری خزاعی، قاضی ابوبكر عكبری، مهیار دیلمی و... .اما آثار این فقیه ادیب نیز درخور تحسین است که عبارتند از:تلخیص البیان عن مجازات القرآن، حقایق التأویل فی متشابه التنزیل، معانی القرآن، خصایص الائمه، الزیادات فی شعر ابی تمام، تعلیق خلاف الفقهاء، كتاب مجازات آثار النّبویّه، تعلیقه بر ایضاح ابی علی، الجیّد من شعر ابی الحجاج، زیادات فی شعر ابی الحجاج، مختار شعر ابی‌اسحق الصّابی، دیوان اشعار و نهج البلاغه.نهج‌البلاغه سیدرضی با حشر و نشر عالمان اهل سنت به این نتیجه رسید كه در كنار قرآن و سنت گویا امامت از یاد رفته است. از این‌رو تصمیم گرفت جایگاه امامت را بر همگان عیان سازد. او خود این‌گونه می‌گوید: "عده‌ای از دوستان از من خواستند كتابی تألیف كنم كه سخنان برگزیده امیرالمومنین علی(ع) در تمام فنون در آن گرد آید. خواسته آنان را اجابت كردم و این كار را شروع نمودم، در حالی كه یقین داشتم سود و نفع معنوی آن بسیار است و به زودی همه را تحت سیطره‌ خود قرار خواهد داد."
 
سید رضی گرچه فقیه بوده است ولی مردی ادیب، شاعر و سخن‌شناس نیز هست. او شیفته سخنان علی(ع) بود و به خاطر همین شیفتگی كه به ادب و به كلمات امام علی(ع) داشته است بیشتر از زاویه فصاحت و بلاغت و ادب به سخنان مولی می‌نگریسته و به همین جهت در انتخاب آنها این خصوصیت را در نظر گرفته است یعنی آن قسمت‌ها بیشتر نظرش را جلب می‌كرده است كه از جنبه بلاغت برجستگی خاص داشته است و از این رو نام مجموعه منتخب خویش را "نهج‌البلاغه" نهاده است.موسس اولین دانشگاه اسلامی سید رضی علاوه بر نقابت، امیری حاجیان و قضاوت در مظالم را نیز به عهده داشت و از جایگاه معنوی والایی برخودار بود. ولی باز هم در اندیشه پیشرفت و غنای علمی شیعه، به تدریس طلاب جوان می‌پرداخت. او با فهمی که داشت متوجه شد که تربیت پراكنده طلاب به سود اسلام و تشیع نیست و باید جایی را به عنوان محل استقرار علمی قرار دهد. مرحوم شریف رضی با آنكه از تمكن مالی زیادی برخوردار نبود امّا با تلاش فراوان خانه‌ای تهیه كرد كه محل رفت و آمد عالمان و طلاب جوان و مشتاق علم شد و در همین خانه نیازمندی‌های طلاب رفع می‌گردید. سید رضی نام دانشگاه خود را «دارالعلم» گذاشت و برای آن، كتابخانه و خزانه‌ای با كلیه‌ی وسایل تهیه كرد و به هر كدام از طلاب كلیدی‌ داد تا هرگاه محتاج باشند در انتظار انباردار نمانند و خود نیاز خویش را برآورند. دانشگاه سید رضی ده‌ها سال قبل از تأسیس مدرسه‌ نظامیه بغداد بوده است و لذا دانشگاه او اولین دانشگاه اسلامی است.
 
از نگاه اهل‌سنت عبدالملك ثعالبی، شاعر معاصر سید رضی در كتاب یتیمه الدهر می‌نویسد: "تازه وارد ده سالگی شده بود كه به سردون شعر پرداخت. او امروز سرآمد شعرای عصر ما و نجیب‌ترین سروران عراق و دارای شرافت نسب و افتخار حسب، و ادبی ظاهر و فضلی باهر و خودداری همه خوبی‌هاست."خطیب بغدادی در تاریخ بغداد می‌گوید:"رضی كتابهایی در معانی قرآن نگاشته است كه مانند آن كمتر یافته می‌شود." ابن تَغری‌بردی در النجوم الزاهره آورده است: "سید رضی موسوی، عارف به لغت و احكام و فقه و نحو و شاعری فصیح بود. او همّتی عالی داشت و دیندار بود. او و پدرش و برادرش پیشوای شیعیان بودند."
 
وفاتسید رضی در ششم ماه محرم سال 406 قمری در سن 47 سالگی در بغداد چشم از جهان فروبست و عالم تشیّع را در غم و ماتم فرو برد. آورده‌اند برادرش سید مرتضی استوانه علم و تقوا و سیاست از درگذشت مرموز و ناگهانی برادرش چنان متأثر و متأسف شد كه تاب دیدن جنازه او را نیاورد و از شدت حزن و اندوه به حرم مقدس كاظمین(ع) پناه برد.سرانجام جنازه مرحوم سید رضی تشییع شد و فخرالملك وزیر بر جنازه او نماز خواند. پیكر پاك آن عالم اندیشمند در خانه‌اش به صورت امانت دفن و بعدها به حرم امام حسین(ع) منتقل شد.

مطالب
مرتبط
ارسال
نظر